
لیلی بنشین خاطره ها را رو کن ... لب وا کن و با واژه بزن جادو کنلیلی تو بگو ، حرف بزن ، نوبت توست ... بعد از من و جان کندن من نوبت توستلیلی مگذار از دَمِ خود دود شوم ... لیلی مپسند این همه نابود شوملیلی بنشین ، سینه و سر آوردم ... مجنونم و خونابِ جگر آوردممجنونم و خون در دهنم می رقصد ... دستان جنون در دهنم می رقصدمجنون تو هستم که فقط گوش کنی ... بگذاری ام و باز فراموش کنیدیوانه تر از من چه کسی هست ، کجاست .. یک عاشقِ این گونه از این دست کجاستتا اخم کنی دست به خنجر بزند ... پلکی بزنی به سیم آخر یز...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب